شعر نو : چشم انداز

چشم انداز من آن شکسته ترین زورقی که خواهد رفت به روی آب های خسته از رفتن

چقد من به آب نزدیکم و ساحلی در انتظارم نیست

هوای مردن یک ستاره خواهم داشت به روی سقف سیاهی که ماه آن غمگین

به روی یک رودم و قایقی شکسته از طوفان چقدر ما دوریم زشعرهای ساحل آن رود

چقدر باید رفت که آسمان نبیند آنجا را چقدر باید مرد که ساحلی صدا زند مارا

چقدر من به آب نزدیکم و ساحلی در انتظارم نیست

نوشته شعر نو : چشم انداز اولین بار در نایس تولز پدیدار شد.